close
تبلیغات در اینترنت
اگر دانش در ثریا باشد مردانی از سرزمین پـارس به آن دست خواهند یافت

آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
اخبار سایت 0 267 admin


حتما بخوانید  حتما

چاروپا یا در واقع تمدن غرب پس از انهدام روم بوسیله اقوام وحشی غرب اروپا چون گوتها و وانداها و وایگینگ ها و یونانی ها، به چنان سقوط علمی دچار شدند که در طی هزار سال(قبل از سال1000 میلادی) تنها کشف مهم آنها ساخت نوع تازه ای از یراق گردن اسب بود که امکان می داد یک خیش را بکشد. اما همین اروپا پس از دسترسی به منابع علمی کشورهای اسلامی از طریق اندلس و نیمه جنوبی ایتالیا و فرانسه به گنجینه ای از علوم دست یافت و پس از توقف تمدن اسلامی، با ترجمه آثار دانشمندان اسلامی به جهش هاي سريع علمی نايل آمد.

برخي از دانشمندان آنها یا بهتر بگوييم مترجمین آنها خود را در جایگاه خدایان ديدند.  گارگوئینه در کتاب نابغه ادیان می نويسد«آسیا پیامبران را دارد و اروپا دکترها را». او با این جمله که در واقع جو و فضای حاکم بر غرب را نشان می دهد، دانسته یا ندانسته، علم را تا حد خدا، و دکترها را تا حد پیامبران بالابرد. اما نکته ای که براي همیشه در تاریخ مخفی نگاه داشته اند، این است که بسیاری از این پیامبران غربی در حقيقت لاف زناني بیش نیستند؛ بیشتر دانشمندان معروف و غیرمعروف اروپا چون بیکن، کنستاتین، کپلر، نیوتن، کوپرنیک، تیکوبراهه، گالیله و لئوناردوداوینچی و دانته و... کسانی بودند که آثار دانشمندان اسلامی را ترجمه و اسلامیات و شرقیات آنها را حذف می کردند و با افزودن برخي از مطالب کم اهمیت، آنها را به نام خود در جامعه غرب منتشر مي كردند.

یکی از معروف ترین این پیامبران دروغین نیوتن می باشد. کشف قانون جاذبه عمومی منسوب به نیوتن به اندازه اي در دنیای غرب مهم است که کیسینجر سیاستمدار، استاد تاریخ و از چهره های شاخص سیاست خارجی آمریکا در عصر معاصر کشف نیوتن را مبدأ تاریخ قرار داد و تاریخ جهان را به دو قسمت پيش از کشف نیوتن و پس از کشف نیوتن تقسیم کرده است. استفان هاوکینگ فیزیکدان و نظريه پرداز مشهور انگلیسی که هم اکنون كرسي نیوتن را در دانشگاه کمبریج به عهده دارد در کتابی به نام "تاريخچه زمان" می نویسد:  نیوتن دانشمند معروف دانشگاه کمبریج دزدي بيش نبود است. او معلومات و اکتشافات خود را از دیگران سرقت مي نمود، اسحاق نیوتن با جان فلامستید بر سر ماجرای کشف قانون جاذبه کشمکش های زیادی داشت؛ حتی در دادگاهی که به علت شکایت فلامستید از نیوتن دائر شده بود، دادگاه به نفع فلامستید رأی دهد. این رأي موجب شد تا نیوتن کینه فلامستید را به دل بگیرد و با کمک آدموند هالی، دشمن سرسخت فلامستید در تمام منابع علمی نام فلامستید حذف شود. همچنین درگیری نیوتن با دانشمند آلمانی گانفرید لایپنیز بر سر کشف شاخه ای از ریاضیات به نام حساب ديفرانسيل و انتگرال سبب شد، کا بار ديگرر به دادگاه کشیده شود. در نهایت با اعمال نفوذ دوستان نیوتن، به نفع او رأی داده می‌شود.

آنچه مسلم است این کشفیات نه از نیوتن و نه ازآن هيچ دانشمند غربی دیگری می باشد، چون این قوانین بارها در نوشته های دانشمندان اسلامی از جمله ابن سینا، ، امام فخررازی و هبةالله بغدادی بیان شده است. قرینه دیگری که ثابت می کند کشفیات منسوب به نیوتن از دانشمندان مسلمان می باشد، علاقه شدید ویلیام ویستون دانشمند بزرگ فیزیک و ریاضیات و جانشین نیوتن در کمبریج به اسلام می باشد. ایشان به علت علاقه ای که به دانشمندان اسلامی داشت در سال 1709 میلادی از دانشگاه کمبریج اخراج شد. پرسشي که در این جا مطرح می شود چرايي علاقه شدید ویلیام ویستون به دانشمندان مسلمان می باشد. آیا جز اين است که به خوبی می دانسته آنچه اشخاصی چون نیوتن میگویند متعلق به دانشمندان مسلمان می‌باشد. دانشمندان زیادی در اروپا قربانی این موضوع شده اند. يكي ديگر از دانشمندانی که انصاف داشته و منبع اصلی يافته هاي خود را بيان كرده است آقای ارنست دوچسن پزشک فرانسوی می باشد. وي 50 سال قبل از فلمینگ خواص پنی سیلین را در مقالات زیادی در اروپا انتشار داد. اما شما با کمال تعجب می بینید که کشف پنی سیلین - ( فرهنگ اسلام دراروپا، زیگرید هونکه ، ترجمه مرتضی رهبانی، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامي1368(ص341و283)) - به فلمینگ نسبت داده می شود. این تناقص شدید به خاطر چیست؟

جواب آن بسیار ساده است، این دانشمند اخلاق گرا آنقدر انصاف داشت که بگوید این کشف را از مسلمانان آموخته است. همچنین خانم دکتر زیگریدهونگه در کتاب بسیار با ارزش و گرانقدر خود به نام«فرهنگ اسلام در اروپا» می نویسد:‹‹ محققین اروپائی در تحقیقات خود متوجه شدند که اروپاییان آن زمان(منظور قبل از 1900 میلادی) خیلی از چیزها را که از مسلمانان بوده، راحت و آسوده کلدانی می‌نامیدند.››

قوانین نیوتن در کتاب های دانشمندان مسلمان آمده است:

قانون اول: جسم در حال سکون یا حرکت در خط مستقیم می باشد و تا نیرویی به آن وارد نشود حالتش تغییر نمی کند.

ابن سینا در کتاب «الاشارات و التبنیهات» می گوید: «انک لتعلم الجسم اذا خلی و طباعه ولم يعرض له من الخارج تأثير غريب لم يکن له بد من موضع معين و شکل معين من طباعه مبداء استيجاب ذلک» (ابن سينا، اشارات والتنبيهات ،دفتر نشر الكتاب 1403هجري(ص198) «همانگونه که می دانید هر جسم در طبع و حالت خاصی می باشد و از این حالت خارج نمی شود مگر اینکه یک عامل خارجی برروی آن تأثیر بگذارد» باز در همان کتاب می نویسد: «اذا کان شی ما يحرک جسماً و لاممانعة فی ذلک الجسم کان قبولة الاکبر حيث لامعاوقه اصلاً»- (آيه الله دكتر احمد بهشتي،غايت ومبادي(شرح نمط ششم از كتاب اشارات والتنبيهات)قم موسسه بوستان كتاب1382(ص169)) «اگر نیروی بر جسمی وارد شود که موجب حرکت آن نشود مقدار نیرو چه کوچک باشد و چه زیاد تفاوتی ندارد چون که تغییری(کار) ایجاد نشده است». همچنین در نوشته های اخوان الصفا رساله 24 می خوانیم: «الاجسام الکليات کل واحد له موضع مخصوص و يکون واقفاً فيها لايخرج الا بقسرقاسر» «همه اجسام در یک وضع مخصوص یا وضع بی حرکتی هستند مگر اینکه نیروی آنها را مجبور کند که از حالت بی حرکتی در بیایند» همچنین فخررازی در کتاب«المباحث الشرقیه فی علم الالهیات و الطبیعیات» می نویسد: «طبيعة کل عنصر تقتضی الحرکة بشرط الخروج عن الخیر الطبيعی والسکون شرط المحصول علی الحيز الطبيعی» «هر شی بطور طبیعی در حالت خود (حرکت یا سکون می باشد واز آن حالت خارج نمی شود مگر اینکه نیروی به آن وارد شود» باز در همان کتاب امام فخررازی می گوید: «و قد بينا ان تجدد مراتب السرعه و البطء يحسب تجدد مراتب المعاوقات الخارجيه و الداخليه» «تجدید مراتب(اندازه) سرعت و کندی(شتاب منفی) جسم به شدت مقاومت های داخلی وخارجی جسم بستگی دارد».

قانون دوم: سرعت هر جسمی در هنگام حرکتش با آن قدرتی که روی آن مؤثر است متناسب است.

امام فخرالدین رازی در کتاب المباحث المشرقیه می گوید: «فان الجسمين لو اختلفا فی قبول الحرکة لم يکن ذلک الاختلاف سبب المتحرک، بل بسبب اختلاف حال القوه المحرکة فان القوه فی الجسم الاکبر، اکثر ممافی الاصغر فهو موجود فی اکبر مع زيادة» «اختلاف حرکت در دو جسم به دلیل خود شی نیست بلکه به علت مقدار نیروی است که بر آنها وارد می شود مقدار انرژی جسم بزرگ در حال حرکت نسبت به جسم کوچکتر بیشتر است به دلیل اینکه جسم کوچک در جسم برزگ هم وجود دارد و آنچه در کوچکتر وجود دارد به مقدار بیشتر در جسم بزرگتر وجود دارد». همچنین ایشان در مورد مقاومت هوا در جائی از همین کتاب می نویسد: «و ما القوه القسرية فانها يختلف تحريکها للجسم العظيم و الصغير لا الاختلاف المحرک بل الاختلاف حال المتحرک فان المعاوق فی الکبير اکثرمنه فی الصغير و هکذا» «مقدار مقاومت هوا برروی اجسام بزرگ و کوچک متفاوت است این نه به خاطر خود جسم بلکه به علت تفاوت مقدار اصطلاک هوا برروی اجسام می باشد که در جسم بزرگتر بیشتر است» این همان قانونی می باشد که گالیله از ایشان اقتباس کرده است و در آزمایش معرف رها کردن یک پر و یک چکش از برج پیزا این موضع را به نمایش می گذارد.

قانون سوم: هر عملی عکسی العملی به دنبال دارد که مخالف آن و مساوی آن است.

ابن برکات هبةالله بغدادی در کتاب «المعبر فی الحکمة» می نویسد: «اين الحلقه المتحاذبة بين المصارعين لکل واحد مين المتجاذبين فی جذبها و قوه مقاومة لقوة الاخر وليس اذا غلب احدهما فجذبها نحوه تکون قد خلت من قوة جذ الاخر، بل تلک القوه موجوده مقهوره و لولاه ها لما احتاج الاخر الی کل ذلک الجذب» و امام فخر رازی در کتاب المباحث المشرقیه می نویسد: «الحلقة التی يجزبها جاذبان متساويان حتی وقفت فی الوسط لاشک ان کل واحد منها فعل فيها فعلاً معوقا بفعل الاخر» حلقه (شی) که بین دو نیروی متضاد ساکن می ماند به علت این است که هر دو نیروی وارد بر جسم مساوی و مخالف هم هستند.

از گفته های هبةالله بغدادی و فخر الدین رازی غیر از قوانین نیوتن و گالیله موضوع کار با مدارهای مغناطیسی هم آشکار می شود. مثالها و شرح های آنها نشان می دهد که آنها برروی مدارهای مغناطیسی هم کار کرده اند. شاید برای شما عجیب باشد ولی برق و باتری از دو هزار سال پیش در ایران وجود داشته و دانشمندان ایرانی و مسلمان با خاصیت های شیمیائی و الکتریکی برق کاملاً آشنا بوده اند. امام فخرالدین رازی در کتابهایش به بسیاری از مسائل علمی که بعداً نیوتن و کالیله و دیگران از او اقتباس نموده اند اشاره کرده است. حتی فخرالدین رازی به خاصیت موجی بودن نور اشاره کرده است؛ همان موضوعی که بعدها شخصی به نام ماکس پلانک در غرب به آن اشاره می کند. تمام قوانين و کشفیاتی که کپلر، کوپرنیکوس و تیکو براهه و ... انجام داده اند، از آثار دانشمندان اسلامی همچون ابومعشر بلخی و البتانی، ابن هیثم اهوازی، ابوریحان بیرونی و... می باشد و این نکته ای است که برخي از دانشمندان غربی به آن معترفند.

ژوزف ماك كاپ می گوید: ‹‹ خيلي ها گمان مي بردند در اواخر قرون وسطي ساير قسمتهاي اروپا ترقياتي در باره مناظر و مرايا و اختراع ذره بين نموده اند و مخصوصادر كتب و عمليات راجر بيكن يافت مي شود؛ ولي امروز ثابت شده در اين قسمت هم از مسلمين پيشتر نرفته اند. زيرا كه راجرز بيكن تمام مطالب را از فيزيكدان نامي اسلامي (( الهزن )) (حسن بن الهيثم ) بدست آورد. ›› چنانچه دیوید سی. لیندبرگ در کتاب "سرآغاز علم در غرب" می‌نویسد ( ديويد.سي.ليندبرگ،سرآغاز علم در غرب ،ترجمه فريدون بدره اي ،تهران انتشارت علمي وفرهنگي1377(ص243)) : «این واقعیت که هنوز در قرن شانزدهم و هفدهم دانشمندان از جمله کوپرنیکوس و کپلر از البتانی نقل قول و بدو استشها دمی کرده اند دلیل بر کیفیت و اهمیت آثار نجومی اوست». همچنین لویس ویلیام هلزی هال در کتاب تاريخ وفلسفه می نویسد« ارزقای در سده 11میلادی گفت سیارگان در مدار بیضی حرکت می کنند، رصد به صورت منظم ادامه یافت و روشهای آن ها به تدریج پیشرفت کرد اخترشناسان اسلامی برای دقتی که داشتند سزاوار احترام بسیارند. برای مثال لاپلاس اخترشناس قرن 18 میلادی از چند رصدی که مسلمین در سده 11 میلادی انجام داده بودند، در کتاب "بیان منظومه جهان" استفاده کرد» آنچه آلبرت کبیر دارد(یکی از بزرگترین دانشمندان پیشتاز در اروپا که به لقب کبیر از او یاد می کنند) همه از ابن سینا می باشد؛ در واقع او شارح آثار ابن سینا در فلسفه و طبیعیات بوده است. چنانچه دیوید. سی. لیندبرگ به گونه اي محترمانه به این مسئله اعتراف می کند و می گوید« آلبرت کبیر به شدت به ابن سینا متکی بود». وابستگی آلبرت کبیر به نوشته های ابن سینا به حدی بود که حتی توصیف ابن سینا از جفتگیری کبکها را با اضافه کردن بعضی از مشاهدات شخصی در کتابهایش می نویسد.

‹‹ اولین کسی که متوجه شد خورشید مرکز منظومه شمس می باشد، ابوالسعید سجزی ستاره شناسی معرف سیستانی می باشد. او در مکاتباتی که با ابوریحان بیرونی داشت، این نکته را ثابت می کند و حتی برای ابوریحان بیرونی اسطرلابی می سازد که برمبنای مرکزیت خورشید طرح ریزی شده بود.›› (نصر حسين،علم وتمدن دراسلام،ترجمه احمدآرام، تهران انتشارت علمي وفرهنگي1348(ص133))

آری مسلمین هفت قرن از دانشمندان غربی جلوتر بودند یا در واقع باید گفت اروپا بعد از هفت قرن تازه متوجه شد که دانشمندان مسلمان چه گفته اند. زیرا آنها اصلاً تمدنی نداشته اند! البته غرب به دروغ ریشه های تاریخ علم را به یونان و کلدان و دیگر جاها نسبت می دهد که بعضی از اسناد آن در سطرهای قبلی نوشته شد. جالب توجه اینکه بعضی از این دانشمندان غربی اصلاً تخصصی یا حتی توانائی جسمی آن رشته را نداشته اند. چنانچه کپلر شدیداً از ناحیه چشم دچار مشکل بود و به سختی می توانست اشیاء را ببیند. حال چگونه است که او را یک ستاره شناس به ما جا زده اند. در واقع او مترجمی بوده است که کتابهای دانشمندان مسلمان را ترجمه می کرده است. کارهايی که کپلر ارائه داده تمام آنها قبلاً به وسیله دانشمندان مسلمان ارائه شده است. تیکوبراهه اولین رصدخانه مطرح را در اروپا در هلند بنیان نهاد. طول قوس رصدخانه او 3 الی 4 متر بوده. در صورتیکه چند قرن قبل از او " الغ بیک" رصدخانه ای در سمرقند می سازد که طول قوس رصدخانه آن 40 متر بوده است. آن هم چند صد سال پیش از تیکوبراهه. رصدهای " الغ بیک" بقدری دقیق بوده است که رصدهای او تا سال1912 مورد استفاده دانشمندان غربی بوده است. چنانچه آقای ت. و . آرنولد معتقد است: « شکست اعراب بوسیله ارتش غیرمتمدن فرانک ها به سرکردگی چارلز مارتل (یکی از قهرمانان بزرگ اروپا) در قرن هشتم میلادی سبب شد که تمدن و فرهنگ تا هشت قرن بعد به اروپا راه نیابد و اروپائیان وحشی را مدتها از تمدن محروم نموده و وصول تمدن را به اروپا برای قرن ها به تأخیر انداخت» همچنین آقای ژوزف مک کیب در کتاب«تمدن مسلمانان در اسپانیا» می‌نویسد: «هیچ معلمی در هیچ دانشگاه و مدرسه ای جرأت آنرا نداردلازم این حقیقت اعتراف كند که اسلام پیشرفته ترین تمدن های جهان بوده است. و(نیز جرأت آنرا ندارد که اقرار كند) چارلز مارتل و لشکریانش که جلوی پیشرفت مسلمانان را گرفتند، مردمی غیرمتمدن، دوره گرد و دشمن علم و صنعت بوده اند و نیز جرأت ندارد بگوید اگر مسلمان موفق به فتح اروپا شده بودند ما امروز حداقل پنج قرن پیشرفته تر از آن بودیم که اکنون هستیم. هیچ انسانی نمی تواند ارزش خونها، اشگها، فقر و بی عدالتی را که پیروزی چارلزمارتل در جلگه های بین تور و یوئینتر نصیب اروپائیان ساخت، حساب کند» وی در کتاب دیگرش بنام «رنساس، بیداری اروپا» می نویسد: «ثانیاً انگیزه بسیار نیرومندی برای بیداری وجود داشت که بندرت نویسنده ای آنرا مورد تقدیر و تصدیق قرار داده است و آن تمدن مسلمانان بود که به شدت مردم اروپا را به رنسانس تشویق و تحریک نمود.›› حقیقتی را که دانته با افتخار در مورد ابوعلی سینا و ابن رشد ذکر می کرد، موجب شد که بعضی از مورخین در پاورقی آثار خود بنویسند که در اسپانیا هم تمدنی وجود داشته است. اما بنظر می رسد تنها تعداد کمی از مردم از این حقیقت با خبر باشند که دانته همه نامهای فلاسفه و دانشمندان یونان نظیر هرمس، طالس، زنون، اقلیدس، افلاطون، گالن و هیپوکرات را از مسلمانان به قرض گرفته است. هیچ کس در زمان او در ایتالیا کتابهای یونانی را نمی شناخت. فلاسفه شکاک در فلورانس که دانته ابتدا از اعضای آن گروه بود، فرهنگشان را مدیون مسلمانان ایتالیائی جنوبی و اسپانیا هستند».

در پایان مقاله، نتایج به دست آمده را در چند بند کلی بیان می کنيم:

1- دانشمندان غربی تا حدود سال1800 میلادی عموماً فقط کتابهای دانشمندان اسلامی را ترجمه کرده وشرقیات و اسلامیات آن را حذف کرده و بنام خود چاپ نموده اند. نمونه بارز آن قوانین نیوتن می باشد. دلایل این ادعای خود را در کتاب«وقتی پیامبران غرب دروغ می گویند» بیان نموده ام. دانشمندان یا در حقيقت مترجهاني همچون راجربیکن، کنستاتین، نیوتن، کپلر، کوپرنیک، لاپلاس، لاوزایه، گالیوانی، لئوناردوداوینچی فقط کتابهای دانشمندان مسلمان را ترجمه کرده و بعضی از قسمتهای آن را با هم ترکیب یا کم و اضافه نموده اند.

2- بیش از صدها کلمه علمی موجود در زمانهای اروپائی بخصوص آلمانی و انگلیسی و فرانسه و ایتالیائی و اسپانیائی ریشه عربی یا فارسی دارد. این در حالیست که بعد از سال1800 میلادی در اروپا صدها کلمه و لغت عربی یا فارسی از زبان های آنها حذف شده است، برطبق بعضی از منابع تعداد این لغات بیش هزار عدد می باشد.

3- بسیاری از دستگاه های که غربی ها مدعی ساخت آنها هستند قبلاً به وسیله مسلمین ساخته شده است از جمله این وسایل می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1-موتور بخار 2- توپ 3- هواپیما 4- زره پوش 5- تفنگ 6- موشک 7- راکت 8- نارنجک 9- ساعتهای آبی، آفتابی و مکانیکی 10- انواع روبات و آدمک 11- وسایل چاپ 12- آسیاب های بادی 13- انواع پمپ های آبی پیستونی 14- انواع عدسی 15- تلکسوپ 16- پروجکشن 17-دوربین عکاسی 18- قطب نما 19- کلیه وسایل نجوم و رصد 20- عینک 21- صابون 22-الکل 23- شیرهای یک طرفه 24- نفت سفید 25- بنزین 26- کنسرو غذا 27- قهوه 28- قرص و کپسول 29- الگزیر 30- چرخ لنگ 31- انواع چرخ دنده 32- پنی سیلین 3- الانبیق 34- بالون 35- فلاکس 36- پارافین 37- دستگاههای تقطیر 38- دستگاههای تصعید 39- اثال 40- قانون(ابزار موسیقی) 41- رباب 42- گیتار 43- ماندلا 44- ماندلین 45- پاندرا 46- ربک 47- روبیه 48-فلوت 49- نفیر 50- سورنای 51- طنبور 52-نقاره 53- باطری برق 54- ترمومتر 55- وسایل اندازه گیری حجم 56- وسایل اندازه گیری جرم 57-ترازوهای دقیق 58- دستگاههای تراش بسیار بزرگ تا قطر 10 متر 59- آونک 60- سرنگ تزریق 61- نخ بخیه قابل جذب 62- نخ بخیه غیر قابل جذب63- لامپ الکتریکی 64- تمام ابزارهای دستی مخصوص جراحی و...

4- تاریخی که غربیها از گذشته خود بخصوص یونان به خورد مردم می دهند، کذب محض است. غربی ها برای اینکه یک پيشينه ي علمی برای خود دست و پا کنند، دست به جعل بسیاری از حقایق تاریخی نموده اند، بسیاری از دانشمندان منسوب به یونان و کتابهای آنها هیچ ربطی به یونان ندارد و نشأت گرفته از تمدن ایران می باشد.

5- پایه گذار دانشگاههای امروزی و بخصوص روش تحقیق و پژوهش در مسائل علمی ازفرمایشات حضرت امام محمد باقر (ع) و امام صادق(ع) نشأت گرفته که این روش در زمان امام صادق(ع) به اوج خود رسید و بعد از این انقلاب فرهنگی و علمی بود که جهان اسلام به سرعت مراحل ترقی مدارج علمی را پیمود و جهان را به شدت تحت تأثیر خود قراد داد.

6- حرکت کاملاً برنامه ریزی شده ای در سطح گسترده در تمام دنیا از چهار قرن پيش سعی در نابود کردن اسناد و مدارک سابقه علمی کشورهای اسلامی و بخصوص ایران دارد که هدف آن نابود کردن و خالی کردن هر گونه نشانه علمی اعم از کتاب، آثار تاریخی، آثار هنری و فرهنگی و بخصوص صنعتی گذشته می باشد.

7- بسیاری از مناطق جهان از جمله آمریکا، جزایر جاوه و سوماترا برای اولین به وسیله مسلمانان و ایرانیان کشف شده است، آثار تمدن شبه ایرانی به شدت در میان بومیان آمریکا جنوبی به خصوص اینکاها وجود دارد.

8- تا سال 1863 نصف النهار مبدأ از شهر زابل(زوال یا نیمروز) می گذشت. کلاً غربیها تا سال 1820 میلادی قادر به نقشه کشی دقیق نبوده و بیشتر نقشه های آنها کپی از نقشه های اسلامی می باشد در سال 1863 کنگره ای در اروپا برگزار می شود و نصف النهار مبدأ از شهر زابل ایران به رصدخانه سلطنتی انگلیس واقع در روستای گرینویچ در حاشیه شهر لندن منتقل می کنند.

9- جریان خزنده ای با برنامه دقیق از طرف استعمار پیر انگلیس طی چند قرن گذشته سعی در حذف فرهنگ اسلامی ایرانی و بخصوص زبان فارسی داشته است و بسیاری از حوزه های نفوذ این زبان را از بین برده است. زبان فارسی در گذشته از یوگسلاوی تا شرقی ترین مناطق جهان یعنی مالزی و اندونزی و چین و هند زبان اول یا دوم آن منطقه بوده است. آبوگویچ شاعر آلبانیای قرن نهم در بیت زیبائی می گوید: رخت ز آه دلم گر نهان کنی چه عجب کسی چگونه نهد شمع در دریچه باد کلاً هند بسیاری از آثار تاریخی خود را از فرهنگ و تمدن فارسی دارد. هزاران کتاب و سند و آثار تاریخی در هند مزین به زبان فارسی می باشد؛ چنانچه در تاج محل برروی قبر شاهزاده نو جهان این شعر نوشته شده است: بر مزار ما غربیان نی چراغی نی گلی ... نی پر پروانه سوزد نی سراید بلبلی

10- بسیاری از آثار برجسته ادبیات غرب و جهان کپی از کارهای اسلامی می باشد. کمدی الهی دانته به گفته بسیاری از اندیشمندان غربی و حتی ایتالیا از جمله سفیر سابق ایتالیا در ایران پرفسور جیرولی و پرفسورآسین پلاسیوس تقلیدی از کتابهای است که درمورد معراج پیامبر اکرم(ص) نوشته شده است. همچنین کتاب کمدی الهی دانته شباهت عجیبی به رساله«ارداویراف نامه»، یک اثر مذهبی و ادبی زرتشتی باشد دارد. داستان رابینسون کروزوئه برداشتی آزاد از داستان حی بن یقظان اثر ابن طفیل فیلسوف شهیر اسلامی می باشد. همچنین بسیاری از آثار شکسپیرشباهت زیادی به داستانهای شاهنامه فردوسی دارد. کتب و فرهنگ فارسی در تحولات فرهنگی و سیاسی اروپا نقش بسیار برجسته ای دارد. چنانچه ولتر با استفاده از متون اوستا و با تکیه بر آن دست به انقلابی در مفاهیم فرهنگی و مذهبی اروپا زد. به این مجموعه فلاسفه دانشمندان زیادی را می توان اضافه کرد که از آن جمله نیچه فیلسوف معروف آلمانی است. او به شدت تحت تأثیر کتاب اوستا و فرهنگ ایرانی بود. یک جمله او بسیار پرمعنی است. او همیشه از یک فرصت از دست رفته تاریخی دریغ می خورد: چرا به جای رومیان ایرانیان بر یونان چیره نشده اند«به جای این رومیان، چه خوب بود که ایرانیان سرور(Herr) یونانیان می شدند». نیچه در نوشته هایش 28 بار از فرهنگ ایران تمجید می کند؛ این در حالیست که او نسبت به فرهنگ غربی و روم انتقادات شدیدی نموده است.

11- بسیاری از آثار تاریخی و معماری غرب از زمان امپراتوری روم تا قرن 18 میلادی تقلیدی از آثار و اماکن معرف ایران و جهان اسلام می باشد. دانشکده کمبریج شباهت زیادی به ساختمانهای قدیمی از جمله قلعه الموت دارد. برج پیزا و ساختمانهای اطراف آن تقلیدی از برج معرف بابل و مسجد قدس فلسطین می باشد. شهر ونیز دارای معماری اسلامی می باشد. در اسپانیا بیش از هزار اثر از قلعه ها، حمام ها، مساجد و کاخ ها به سبک ایرانی اسلامی وجود دارد. در سیسیل و فلورانس، آلمان و فرانسه و انگلیس صدها اثر معماری می باشد که تقلیدی از آثار معماری اسلامی است.

12- بسیاری از شهرهای اروپا نامی ایرانی یا اسلامی دارند مثلاً ونیز تغییر یافته اسم بندقیه برگرفته ازکلمه بند

منبع:http://razedarman.blogfa.com/post-59.aspx

جمعه 01 آذر 1392
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 92
کل نظرات : 19

آمار بازديد
بازديد امروز : 42 نفر
بارديد ديروز : 25 نفر
ورودي گوگل امروز : 0 نفر
ورودي گوگل ديروز : 9 نفر
بازديد هفته : 42 نفر
بازديد ماه : 662 نفر
بازديد سال : 2,340 نفر
بازديد کلي : 1,386,943 نفر

وضيعت آنلاين
افراد آنلاين : 1 نفر
لينک هاي روزانه
نظرسنجي
پس از تغییر سایت از موضوع علمی به ادبیاتی شما دوست دارید بیشتر کدام مطلب در این وبسایت قرار گیرد؟






نظر شما در مورد اين سايت چيست؟





خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ديگر امکانات

http://forum.arda.ir/public/style_images/nature/arda.logo.gif

آردا

وبسایت طرفداران

دنیای تالکین در ایران